عارف جلیل القدر استاد علی اکبر خانجانی به ملکوت اعلی پیوست .

عارف جلیل القدر استاد علی اکبر خانجانی به ملکوت اعلی پیوست

عارف جلیل القدر استاد علی اکبر خانجانی به ملکوت اعلی پیوست.

إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

عارف جلیل القدر استاد علی اکبر خانجانی

به ملکوت اعلی پیوست.

مراسم تشییع و خاکسپاری آن

استاد بزرگوار روز پنجشنبه مورخ 1404/6/6
ساعت 9 صبح
در شهرستان نیشابور- شهر بار، تخته سرباغات، 
مسجد امیرالمومنین (ع) برگزار می گردد.

13 دیدگاه در “عارف جلیل القدر استاد علی اکبر خانجانی به ملکوت اعلی پیوست

  1. م می‌گوید:

    سلام،
    هیچ خبری اندازه این خبر برایمان غم انگیز نبود .
    چون استاد همه کس و کار ما بود و هست.
    استاد ما راشفاعت کن.

  2. بهمن می‌گوید:

    بار دیگر تاریخ تکرار شد و علی در غریبانه ترین حالت ممکن بخاک سپرده شد.
    بدخواهان بدانند ، علی نوریست که خاموشی ندارد.و خود پدر خاک است.و علیواران همیشه از خاک خواهند زد .

    • م می‌گوید:

      سلام بسیار زیبا توصیف دادید.
      بله در غریبانه ترین حالت ممکن به خاک سپرده شد.
      به گفته خود بزرگوار استاد عزیز (غریب در وطن )

  3. احسان می‌گوید:

    قبل از آشنایی با ایشان غولی متکبر بودم ….اکنون نیز هستم ولی با نگاه ایشان و مولایشان علی ع دمادم بر ذات خودم نظر میکنم…روح خدا به خدا پیوست و از دنیای نامرد پرواز نمود….روحت شاد استاد عزیز ما

  4. مهدی می‌گوید:

    چندین سال قبل از آشنایی با استاد ، ایشان را در خوابی عجیب دیده بودم ….

    بعد از آشنایی ،دردها و بیماری های مرا شفا داد ….

    از آنوقت شبی نیست که با او درد دل نکنم و برگه ها و نوشته هایم از اشک خیس نشوند ….

    به او میگویم : «بابا علی اکبر»

    و هر چند وقت که دلم برایش شدیداً تنگ میشود به خوابم میآید ….و با من حرف می‌زند…

    خدا رو شکر که در عصری زندگی کردم که استاد زندگی میکرد …

    و خدا رو شکر که مرا شفاء داد …

    و خدا رو شکر که به یاد من هست …

    و خدا رو شکر که معارفش را منتشر میکنم …

    و خدا رو شکر که توانستم در مراسم تدفین ایشان باشم …

    و خدا رو شکر که هنوز نمُردم و زنده هستم و میتوانم به یک نفر دیگر این معارف را برسانم …

    و خدا رو شکر بعد مرگم اگر از من بپرسند چه کسی هستی میگویم :
    «من دوستدار علی اکبر خانجانی هستم» ….

    من «دوستِ» او هستم….
    و
    او هم «دوستِ» من است ….

    ما با هم «دوست» هستیم ….

    مرا پیش علی اکبر خانجانی ببرید ….تا او را در آغوش بگیرم و ببوسم ….

    او بهشتِ من است ….

    و او را میبینم که مرا صدا میزند : «مهدی ، پسرم بیا بغلم….»
    و من در حالیکه با اشک او را در آغوش میگیرم میگویم: «بابا علی اکبر ، کجا بودی ؟ دلم برایت تنگ شده بود ….»

    او هم میگوید: « بابا جونم من در تو هستم …..و تو در من …»

    از این رو است که دلتنگ هم هستیم…..

    ما تا ابد با هم دوست می‌مانیم و با هم حرف می‌زنیم …

    ما تا ابد عاشق هم می‌مانیم ….

    ما تا ابد دلمان برای هم تنگ میشود…..

    نگران نباش پسرم ….من مراقبت هستم …

    تو تا ابد در آغوش من و با من هستی ….

    مثل همه دوستان و دوست دارانم .

  5. محمد می‌گوید:

    سلام
    هر شب وهروز را سپری میکنم به عشق توای استاد عزیز
    تو در دل ما هستی و عاشقانه دوستت دارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *