معرفت و اراده
اگر می خواهی دست به اقدامی زنی که وضع و حال تو را بهبود بخشد و یا بکلّی دگرگون سازد ولی نمی توانی و قدرت ارادۀ کافی را در خود نمی یابی و دست و پایت می لرزد ، بدان معناست که در آنچه که می خواهی یا معرفت نداری و یا این معرفت در تو به یقین نرسیده است .
بی اراده گی که بصورت بیماری افسردگی و اضطراب ، روح ِ حاکم بر بشر امروز است حاصل بی معرفتی ِ او در حقّ خویشتن است که نمی داند اصلاً چه می خواهد و زندگی را چگونه دوست می دارد . پس اراده یعنی همان چیزی که همه در جستجوی آن می باشند محصول معرفت انسان دربارۀ خویشتن است . کسی که دربارۀ خویش معرفت کافی ندارد و خود را نمی شناسد اراده هم ندارد و لذا همواره سرنوشت ِ خویش را با دستی مردّد و هراسان می نویسد و هنوز ننوشته خطّش می زند و باطلش می سازد .




حسین –
سلام سلامی چو بوی خوش آشنایی:
این مطالب هر بار که خونده میشه یا گوش داده میشه، بنظر که کافیه و فهمیده شده، اما اگه قانع نباشی و تکرار کنی، انگار یک صورت بدیع از پیوستگی مطالب بیرون میاد که واقعا جذابیتش دل آدمو روشن میکنه و حال آدم رو خوش.
استاد خانجانی، گوهر ناشناختهای بود و هست که هرچه بیشتر تأمل میکنی، درخششش هم بیشتر نمایان میشه.