2- مارتين بوبر از انسانهاي يكي يكدانه قرن بيستم جهان است و فرزند معرفت نفس . عارفي آلماني از قوم يهود . ولي بيش از آنكه يهود باشد متعلق به فلسفه ايده آليزم آلمان است كه اگزیستانسیاليزم را به عرفان پيوند زده و قصد احياي عرفاني دين موسي را دارد . و اين يك واقعه منحصر بفرد در تاريخ جديد جهان است.
او از فلسفه به عرفان رسيد و عرفانش را از فكر و تئوري به عمل زندگاني كشيد آنهم نه در عزلت كه در جامعه مدرن.
او فقط هم عارفي حق جو نيست بلكه عاشق هم هست و عشق او فقط هم الهي نيست بلكه خلقي هم هست و لذا عرفانش با سوسياليزم پيوند خورد و سوسياليزم عرفاني را در اروپاي مدرن بنا نهاد و خود نخستين سالك اين مكتب خود شد . و لذا اروپا را ترك گفت و قبل از پيدايش دولت صهيونيستي به اورشليم هجرت نمود و در دامنه كوه صهيون در انتظار ظهور «يهود» نشست.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.