بدانید که زندگانی دنیا بازی و بازیچه ای بیش نیست »قرآن
« هر جنگی از یک بازی شروع شده است » علی (ع)
***
آنچه که انسان را معتاد می کند و بخودش می بندد و تسخیر می نماید :
غذا ، دوا ، بازی، سکس ، تفریح ، اندیشه ، هنر ، کار ، حرف ، خوابیدن ، راه رفتن ، نفس کشیدن و ……….. و بودن – چیزهائی که به انسان تسکین و آرامش و لذّت و رضایت می بخشد .
هر چند که اندکی پس از آن بی قراری و شکوه و رنجی شدیدتر عارض می شود پس سمت اعتیاد ، سمت به قرار و آرامش و لذّت و رضایت مطلق است.
و گوئی آدمی در ذاتش ، حقّ رسیدن به چنین وضعی را ندارد ، الّبته بواسطه غیر خودش . و اعتیاد، جزای این ناحقّی است ، جزای غیر پرستی ، جزای گدائی ، . ذات آدمی مطلقاً بی نیاز است و این بی نیازی از نیاز انتقام می گیرد و آنکه او را به گدائی می برد به عذاب میرساند – آدمی برای این هست که نباشد . ولی خود انسان نیز از این نیازش شاکی و بیزارست و می خواهد بی نیاز باشد . ذاتش هم که چنین است .
پس در این وسط تقصیر کیست ؟
آیا جز ظاهر جسمانی انسان و ذات او ، موجود دیگری در عرصۀ وجودش ، موجود است ؟
بین ظاهر و باطنش ؟ بین صورت و ذاتش؟ آری . بدون تردید موجود سومی حائل است بین انسان و ذاتش. این موجود سوم در تنها جائی که خودش را بی پرده معرفی کرده است ، قرآن است که او نام خود را ( الله ) نامیده است .
آیا شما کسی به نام « الله » را می شناسید ؟
بجز در قرآن ! بجز در کلام ! بجز در لفظ عربی !




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.