-همه مرثیه ها برای عشق است . عشقی که حقوقش ادا ناشده و لگد مال گردیده است .
2-همه جنایت ها نیز برای عشق است . عشقی که مورد خیانت واقع شده و به مبلغی ناچیز فروخته شده است .
3- دو نوع سرنوشت نیز بیشتر نداریم : سرنوشتی که حاصل وفای به عشق است و سرنوشتی که حاصل جفای به عشق است .
4-زندگی آدمی کوره عشق است و آنکه عشق را نمی شناسد زندگی را نمی شناسد و کیست که عشق را نشناسد. ولی آنانکه آن را لگد مال کرده اند دچار نسیان شده اند نسبت به عشق و زندگی و خویشتن. ص 97
===========
6- و اما به راستی عشق چیست ؟ عاشق کیست و معشوق کیست ؟
7-عشق دو نوع است :
عشق به عاشق بودن و عشق ورزیدن و خدمت کردن و فدای دیگران شدن و عشق به معشوق بودن و مخدوم بودن و فدا کردن دیگران برای خویشتن . ولی عشق نوع اول وسیله ای برای رسیدن به عشق نوع دوّم است . عاشق بودن برای معشوق شدن است .




ناشناس –
نه این صورتی که بر ماست از ماست و ماست . نه این روحی که در ماست از ماست و ماست . نه این دل و جان و اندیشه و ایمان و نه این عمری که بر ما می گذرد . همه راز اوست و اوست .
پس ما چیستیم ؟ ما نیستیم! الا اینکه او را دوست بداریم .
این دوستی ، هستی ماست و مابقی همه دلایل و عوامل نیستی ماست .
هرچند که این نیستی هم خود ازلی اوست که هستی اش را دوست می دارد و عاشق هستی اوست .
پس از ما چه می ماند جز او !
ما فقط بر جای او و خلیفه او هستیم و عشق او ، ما را بر جای خودش نشانده است .
حال اگر او را دوست بداریم خود اوئیم ! اگر عشق او را دریابیم عاشقیم و هستیم عشق را عاشقانه !
📘 کتاب: مذهب اصالت عشق جلد اول | بند 1821- اثر استاد خانجانی