ایدز HIV حقایقی از 1980 تا امروز؛ عشق غیرمتعهد و نابودی رابطه انسانی

ایدز HIV حقایقی از 1980 تا امروز ؛ عشق غیرمتعهد و نابودی رابطه انسانی

فهرست مطالب

ایدز HIV چیست؟

ویروس ایدز مولّد بیماری ایدز است که کل سیستم ایمنی و مصونیت بدن انسان را نابود می‌کند و وجود فرد بیمار را بدون هیچ قدرت مقاومت و دفاع در قبال هر مرضی در قلمرو نابودی قرار میدهد.

«ایدز »یک بیماری نیست بلکه پذیرندۀ همه امراض است. در واقع مادر و ذات هر مرضی است که در عصر مدرن پدید آمده است و شقی‌ترین دشمن جان انسان گشته است.

در واقع ویروس ایدز وجود انسان را نسبت به صاحبش‌، کافر و منکر و عدو می‌کند. و این از ویژگی همۀ امراض«اتو ایمیون »است که موسوم به امراض لاعلاج می‌باشند و ایدز کامل‌ترین و شقی‌ترین این نوع امراض محسوب می‌شود.

ایدز بیماری اتوایمیون

فرد مبتلا به یک بیماری «اتوایمیون » دچار وضعیتی می‌شود که کل سیستم دفاعی بدنش بر علیه بدن عمل می‌کند و دشمن اوست. و ایدز شدیدترین و جامع‌ترین این نوع امراض است.

 در قرآن می‌خوانیم که انسان کافر خصم خویشتن است. ویروس ایدز ظهور این خصومت کافرانه انسان نسبت به خودش می‌باشد. همانطور که می‌دانیم این بیماری برای نخستین بار در میان افراد و گروهای منحرف جنسی و معتادان پدید آمد و سپس به سائر افراد و گروههای بشری سرایت یافت.

سریعترین روش انتقال ایدز

 و هنوز هم سریعترین روش انتقال این ویروس همان روایط جنسی و تزریق مواد مخدر است. در حقیقت این بیماری از مهد اشدّ لذت جویی و عیاشی و مستی و بولهوسی‌های بشر پدید آمده و توسعه می‌یابد و لذا همچون دیوی، عیش بشر کافر و فاسد را مبدل به اشدّ عذاب و هراس نموده و نابود ساخته است.

 امروزه شاهدیم که ترس از ایدز ازخود بیماری وحشتناکتر شده است و درست به همین دلیل دولتها از انتشار حقایق مربوط به این بیماری سر باز می‌زنند تا احساس ایمنی و مصونیت جوامع بیش از این دچار تخریب نشود.

بدین ترتیب بایستی ایدز را بزرگترین عذاب خدا بر جهان کفر دانست که لذیذترین غریزه در بشر را (غریزه جنسی ) مبدل به عذابی عظیم ساخته است زیرا ترس از ایدز بنیاد این لذت و نیاز را بر می‌کند و در عین حال عیاشی و مفاسد اخلاقی و جنسی را هم منع می‌سازد.

منشا ویروس ایدز از سالهای 1980

در نخستین سالهای دهه 1980 که دهۀ پیدایش ایدز در آمریکا بود رسانه‌های آمریکایی اعلان کردند که این ویروس برای نخستین بار در یک مرکز پژوهشی و پزشکی در آمریکا که مشغول تهیه داروی ضد مالاریا بود به‌طور مصنوعی و نا خودآگاه پدید آمد و از طریق استفاده از این دارو مخصوصاً در کشور‌های آفریقایی بود که بیماری ایدز خودنمایی کرد.

این خبر بعدها به‌کلی انکار شد و مسکوت ماند و تمام گناه این بیماری به گردن سیاهپوستان آفریقا افتاد.

ایدز ترمزی الهی
ایدز ترمزی الهی و ذاتی است بر جنون و شتاب شهوت رانی بشر

به هر حال همینکه ویروس ایدز از مهد دانش پزشکی پدید آمده جای بسیار تأمل دارد.

یعنی علم پزشکی که گل سر سبد تمدن مدرن غرب است در جستجوی داروی جاودانگی به ویروس ایدز رسید که می‌تواند نسل بشر بر روی زمین را به‌کلی نابود سازد.

تمدنی که جز عیش و لذت به هر قیمتی‌، ارزش دیگری نمی‌شناسد با تمامیت آرمان خود به بن بست رسیده است و دانش پزشکی مبدّل به شقی‌ترین دشمن جان بشر شده است.

ویروس ایدز در حقیقت ویروس کفر است که سیستم ایمنی (ایمان ) را در انسان نابود می‌کند و وجود انسان کافر علیرغم میلش پذیرای هر مرضی می‌گردد.

بنابر این پر واضح است که بیماری ایدز علاجی جز توبه از گناهان و رجعت به ایمان ندارد.

فقط ایمان است که می‌تواند ویروس ایدز را که دشمن ایمنی جان است نابود سازد و ایمنی را به انسان باز گرداند. [1]

 

ایدز و آزادی

ایدز خود یک بیماری نیست بلکه نابود‌کننده سیستم دفاعی و ایمنی بدن انسان است و لذا هر مرضی که در انسانی پدید آید به آسانی او ر ا می کشد حتی یک آنفلوانزای معمولی.

رشد امراض عفونی و از کار افتادن ارگانهای حیاتی مثل کبد و کلیه و عروق و پیدایش انواع سرطانها در مبتلایان به ویروس ایدز هزاران بار بیشتر از سائرین است.

ایدز‌ ام الامراض است. ایدز به مثابه قیامت دانش پزشکی و کفر علمی است.

در طی این بیست سال اخیر که این ویروس در سطح جهان شناسایی شده و مبارزه با آن آغاز گشته تعداد مبتلایان به آن دو هزار برابر شده و از پانزده هزار نفر در جهان به حدود سی و سه میلیون نفر رسیده که این آمار فقط شامل موارد شناسایی شده و صاحب پرونده پزشکی می‌باشد. در واقع آمار واقعی دهها برابر است.

پیشگیری از ایدز

برای ایدز جز پیشگیری هیچ روش دیگری وجود ندارد و این پیشگیری در یک کلمه همانا محدود سازی آزادی عمل عیاشانه بشر است و به قید و بند کشیدن نفس اماره و اراده به آزادی فاسقانه می‌باشد چرا که ایدز محصول آزادی در فسق و فجور می‌باشد

هرچند که ویروس این بیماری یک ویروس آزمایشگاهی و محصول تحقیقات پزشکی در جریان سرم سازیها برای مبارزه با مالاریا بوده است که این ویروس در یک جهش بیولوژیکی در آزمایشگاه پدید آمده است و لذا این بیماری حاصل نهایی کل دانش پزشکی در طول تاریخ بوده است.

 دانشی که می‌خواست به‌طور فیزیکی ریشه امراض را براندازد و به انسان عمر جاودانه بخشد موجب پدید آوردن مرضی شد که همه امراض بشر را تقویت و جهانی می‌سازد و به مرگ حتمی می‌رساند و این یعنی مرگ علم پزشکی.

علمی که جز عیش فزاینده و آزادی بی‌پایان نفس بشری و عمر ابدی برای بشر آرمانی دگر نداشت. ایدز یعنی مرگ لیبرالیزم! مرگ کفر![2]

 

ایدز HIV: ویروس تروریزم

ایدز یک مرض تروریست است یعنی وحشت افکن‌. و محصول این تمدن ترور می‌باشد و بشر تروریست را به اشدّ ترور افکنده است تا مهار نماید‌.

 ایدز، ظهور نفس تروریست بشر مدرن می‌باشد‌. در یک کلام ویروس HIV که مولّد ایدز است هیچ بیماری خاصی پدید نمی‌آورد‌.

یعنی ایدز اصلاً بیماری نیست که هیچ نشانه ویژه ای داشته باشد که دالّ بر حضور این ویروس باشد‌.

ایمان‌، ایمنی و ایمیونولوژی و درمان حقیقی ایدز

ایدز یعنی نابودی سیستم ایمنی بدن‌. یعنی بدن آدمی‌ سپر ایمنی خود در قبال هر مرضی را از دست می‌دهد و وجود فرد، بی صاحب و بی حفاظ می‌شود و لذا یک سرما خوردگی یا یک عفونت کوچک فرد را می‌کشد‌.

خیلی جالب است که به لحاظ  لفظ هر سه کلمه ایمان‌، ایمنی و ایمیونولوژی از یک ریشه واحد هستند‌.

ایمان به معنای ایمنی و امنیت وجود است و لذا بزرگترین ویژگی ایمان به لحاظ احساسی و فکری هم آرامش و قرار و صبر و احساس امنیت در قبال خطر و مرگ و نیستی است‌.

همانطور که از ویژگی جسمانی یک مؤمن هم سلامت تن است‌.

ویروس HIV در واقع حاصل انهدام ایمان در بشر مدرن است و یک ویروس شیطانی است که از اعماق دوزخ به انسان رسیده و او را خلع سلاح کرده و درهراس نابودی انداخته است‌.

 آنچه که از خود این بیماری مهلکتر و عذاب آورتر است، هراس حاصل از آن است و بشری را که با حربه وحشت افکنی زندگی می‌کند را به اشدّ وحشت دچار ساخته است و لذا از نشانه‌های عدالت خداست‌.

ایدز، حاصل بی خدا شدن انسان است‌. بنابراین این بزرگترین و مهلکترین و لاعلاجترین بیماری کلّ تاریخ بشری، علاجی جز توبه و رویکرد به پروردگار ندارد و فقط  او می‌تواند قدرت ایمنی را به انسان بازگرداند‌. ایدز، حاصل روی برگردانیدن خدا از بشر است‌.

هر چند که امروزه تقریباً هیچ مرضی علاج ندارد مگر اینکه خود به خود بهبود یابد‌. طب مدرن از درمان یک سرماخوردگی عاجز است‌. طب مدرن خود بیمارترین و لاعلاجترین فرآورده این تمدن است، همانطور که اکثریت پزشکان مدرن در رأس کافرترین انسانهایند و خود اشاعه دهنده ناامنی می‌باشند‌.

زیرا تجارت پزشکی فقط یاغی به استمرار و افزایش ناامنی در بشر است لذا پزشکی مدرن دارای ذاتی تروریستی (هراس افکن‌) است و ویروس ایدز را هم خود در مرکز MIT تولید نمود.[3]

 

فلسفه بیمه (ایدز روح)

بیمه کردن یک بلا به معنای دعوت از آن بلا و پیش خرید خسارت آن و آماده شدن برای تحویل آن و نیز به واسطه غرور و احساس امنیت و بی احتیاطی حاصل از آن، پیش انداختن بلا و تضمین واقع شدن آن است.

 بیمه از بیم است و نشانۀ هراس از خطر و ضرر و نابود شدن است و تبدیل این ضرر به پول. یعنی تبدیل آیندۀ از دست رفته به پول.

 به معنای دیگر بیمه کردن یعنی خرید ترس و تبدیل آن به پول. و با پرداخت پول از بابت خسارت حاصل از بلایا، آن هراس در وجود انسان نقش بسته و تبدیل به ملکه می‌شود.

پس بیمه‌ها موجب تثبیت هراس و جاودانه شدن آن است.

این است که هر بیمه ای بیمه‌های مطمئن تر بعدی را می‌طلبد و مثل اعتیاد به مواد مخدر، فزاینده است.

به لحاظ اعتقادی بیمه کردن نوعی خدعه کردن با خداست و بستن دست او و به جنگ او رفتن و سپر ایمنی در مقابل او پدید آوردن.

لذا رشد بیمه نشانۀ رشد بی ایمانی و بی اعتمادی به خداست.

در واقع بیمه کردن همان تضمین کردن وقوع بلایا و طلب نمودن آن است همان‌طورکه صدقه دادن موجب پیشگیری بلاست بیمه کردن به معنای به پیش انداختن و پیش خرید بلاست.

آن حق بلا دادن به خداست و این حق بلا دادن به شیطان است.

جدای کسانی که عمداً بلا آفرینی می‌کنند تا حق بیمه بگیرند که این خود معنای واضحی از به پیش انداختن بلاست مابقی هم در انتظارند تا بلایی رخ دهد تا از این حق بهره گیرند.

اکثریت قریب باتفاق مردم عبادات را به قصد پیشگیری از بلایا و یا رفع آن انجام می‌دهند لذا بیمه‌ها ضد عبادت و ضد دین و ضد یاد خدا هستند و از نیاز انسان نسبت به خدا می‌کاهند.

بیمه‌ها جانشین خدا در بشر مدرن

 در واقع بیمه‌ها جانشین خدا در بشر مدرن هستند و فرد بجای اینکه درست زندگی کند با پرداخت حق بیمه‌ها زندگی نادرست خود را تأمین می‌کند. یعنی هر بیمه ای، بیمه اعمال نادرست است. پس بیمه‌ها در واقع بیمه کفر و گناه و جهل و جنون بشرند و به مثابه کفاره گناهانند.

ویروس ایدز
ویروس ضد رابطه
ویروس ایدز ویروس ضد رابطه است

هوش و حواس و عقلانیت آدمی‌ذاتاً محصول ترس از خطرها و ضررهایی است که در جهان تهدیدیش می‌کنند.

بنابراین بیمه‌ها نابود کننده شعور و خودآگاهی هستند یعنی بیمه طبیعی وجود انسان را از بین می‌برند و سپر ایمنی و قدرت ایمونولوژی روح را نابود می‌کند و از ویروس ایدز هم خطرناک ترند. بیمه، ایدز روح است.

بخش عمده ای از بلایای مصنوعی و ناامنی ها مثل حوادث اتومبیل و انواع تبهکاریها محصول بیمه‌هاست.

پس بیمه جان انسان را جداً در خطر انداخته است همچنین بسیاری از مفاسد اخلاقی و بیماریهای مدرن که حاصل بی دقتی و عدم رعایت بهداشت است از بیمه‌هاست.

پس بیمه‌ها منشأ لاابالیگری مدرن و بسیاری از امراض و ناامنیتی مدرن می‌باشند. در واقع بیمه مولّد وحشت و ترور است و مهمترین رکن اقتصادی تروریزم می‌باشد.

در واقع بیمه همان بیمه دوزخ است و بیمه کنندۀ اصلی همان ابلیس است.

بیمه‌ها ارکان سلطه امپریالیزم و صهیونیزم

کمپانی‌های بیمه در جهان بزرگترین امپراطوریهای مسلط بر سرنوشت انسان مدرن هستند و طبعاً مهمترین بخش این صنعت بغایت پیچیده همچون بانکداری در دست صهیونیزم می‌باشد.

بیمه‌ها ارکان سلطه امپریالیزم و صهیونیزم بر مغز و وجدان و جیب و جان بشر مدرن می‌باشند.

 بیمه قلمرو تبدیل خدا به پول است. پرداخت بیمه به معنای پرداخت خمس و زکات به ابلیس است و لذا قلمرو رشد فزایندۀ جنون و جنایت است. بیمه تحقق کامل لیبرالیزم است که انسان را از شعور و فطرت و اراده مرخص می‌کند.[4]

عشق غیر متعهد و ایدز

«عشق غیرمتعهد» که امروزه به‌عنوان یک فلسفه تقدیس جهانی فسق و زنا خودنمائی می‌کند و دعوی عرفان هم دارد یکی از آن گناهان و خیانت‌های هزاران ساله قلمرو  فرهنگ بشری بوده که در جریان مدرنیزم و آزادیخواهیهای جدید تبدیل  به یک افتخار شده است و این نیز از عجایب آخرالزمان است.

این به معنای ابطال وفا بین انسان‌هاست و بلکه تا آنجا که «وفا» یک حماقت و بلکه عقب ماندگی تاریخی تلقی می‌شود.

این مکتب که همان مذهب اصالت زنا می‌باشد این‌گونه بیان می‌شود:

تو نه اوّلین دوست پسر (یا دختر)  من هستی و نه آخرین آن!

 در اینجا  رابطه فقط بر اساس اصالت پائین تنه بنا می‌شود که در آن دختر یک سوراخ  محض است و پسر هم یک عضو اضافی و آویزان در قلمرو  خارج از عالم وجود انسانی.

این مکتب در کشورهای به اصطلاح پیشرفته که معمولاً عاشقتر هم تلقی می‌شوند تبدیل به ضرب المثلی رایج شده است: عشق فقط یکبار! و بدینگونه است که عشق در این مکتب، جاودانه می‌شود؟!

زیرا بیش از یکبار وابستگی و تعهد و محبّت پدید می‌آورد  و دردسرزا می‌باشد زیرا آزادی را در خطر می‌اندازد.

در این مکتب علناً شاهدیم که عهد و وفا و محبّت و رابطه‌ای قلبی و معنوی دشمن درجه یک آزادی محسوب می‌شود.

ایدز جزای عشق غیر متعهد

عشق غیر متعهد یکی از فراورده‌های مکتب اصالت آزادی عمل بی قید  و شرط است و دوست داشتن بزرگترین دشمن مدرنیزم تلقی میگردد زیرا یکی از اصول مدرنیزم همانا تنوع پرستی است، تنوع در فرم و صورت و آناتومی.

در این مکتب انسان همچون یک لاشه بیومکانیکی نگریسته می‌شود. این همان مکتب سکس برای سکس است و یک دستمال جاندار یکبار مصرف. این همان جان و دل و روح یکبار مصرف است.

 در اینجا انسان در سیطره مطلق شیطان قرار گر فته و شیطان تمامیّت انتقامش را از انسان می‌گیرد. عشق غیر متعهد همان ابلیسی است که فیلسوف گردیده است.

الّبته تردیدی نیست که صدها جلد کتبی که در قداست و عظمت و انسانیت این مکتب در سراسر  جهان نوشته شده است دم از عشق ناب می‌زنند که گوئی مبرا از هر نوع توقعی است چرا که توقع عشق را خراب می‌کند!؟

منظورشان از توقع همان وفا است و عهدی جاودانه و یا لااقل عهدی بیش از یکبار همخوابگی.

در اینجاست که حقّ  کبیر ایدز آشکار می‌شود که چه خدمتی به بقای نوع بشر می‌کند که حتّی شهامت ارضای جنسی را هم  از انسان مقتدر عرصه جدید گرفته و تبدیل به اشدّ هراس می‌نماید. اینست جزای عشق غیر متعهد  که روسپی گری را روسفید کرده است.[5]

ایدز تنها علاج شقاوت

بمیزانی که جهان مدرن بسوی شقاوت می رود بیمارتر و لاعلاجتر میشود. این بیماری تنها علاج شقاوت است پس سلامت بخش است.

پس انواع امراض و عذابهای مدرن تنها راه بقای بشر بر روی زمین است تا از فرط شقاوت خود را نابود نکند.

این بیماریها مظهر رحمت خدا بر بشر کافر است. زیرا قلوب شقی و سنگ شده قادر به دریافت لطف و محبت خداوند نیست.

بزرگترین بیماری عصر جدید نابودی سیستم ایمنی بدن انسان است که بواسطه ویروس ایدز رخ نموده است .

پس ویروس ایدز ویروس نابودکننده امنیت حیات و هستی انسان در قبال عدم است .

این همان تهاجم جبارانه عدم به وجود انسان است که وجود را به مهلکه عدم می کشاند .

این هجوم هوی ازل است به انسان ماده پرستی که در مادیت به انقباض و ثقل تا سرحد نابودی رسیده است .

این تهاجم عدم است به وجودی که در محاق عدم افتاده است . پس این نبرد بین دو عدم است : عدم الهی و عدم بشری ! حاصل نهائی این نبرد پیدایش نور ایمنی یعنی ایمان است .

قبلاً گفته بودم که انسانی که ایمان داشته باشد حتی با تزریق ویروس ایدز هم به این بیماری مبتلا نمی شود یعنی سیستم ایمنی وجودش خدشه دار نمی شود .

یکی از خوانندگان این مقاله سئوال کرده بود که اگر من این کار را کردم و مبتلا شدم چی؟

 گفتم معنی آن اینست که ایمان نداشتی به آنچه که گفتم . و او در پاسخ گفت که من به ایمان خودم اطمینان دارم ولی به حرف شما اطمینان ندارم .

گفتم که اگر ایمان می داشتی دچار شک نمی شدی . زیرا کسی که از ایدز می ترسد یعنی از مرگ می ترسد و این یعنی بی ایمانی .

ایدز و خودارضایی
خود ارضائی یعنی رابطه جنسی با اجنه و شیاطین که موجوداتی غیبی هستند

هراس از ایدز مرگبارتر از ویروس آن است

هراس از ایدز مرگبارتر از ویروس آن است همانطور که فقط ترس از مرگ است که مرگبار و عذاب دهنده است و خود مرگ زنده کننده و نجات بخش است .

ویروس ایدز ویروس ضد رابطه است مثل همه امراض مسری . زیرا رابطه انسان مدرن بغایت بیمار و مرگبار و شقی شده است و این ویروس درمانگر روابط بشری است تا قطع رابطه موجب احیای رابطه شود .

همانطور که طلاق هم یک بیماری است آنگاه که رابطه زناشوئی بر آستانه نابودی باشد رخ می دهد تا رابطه احیاء گردد و لذا آنانکه تن به طلاق حق نمی دهند و به شکنجه یکدیگر ادامه می دهند نابود میشوند زیرا وجود آدمی مخلوق رابطه است.

بمباران اتمی سلول های سرطانی

همانطور که سرطان به مثابه امپراطوری و کودتای سلولی بر علیه فرد سرطانی است هجومی از جانب عدم بسوی وجود انسانی است که بر آستانه نابودی است . عدم می آید تا وجود را از نابودی برهاند و احیاء کند.

منطق سرطان منطق خود–خوری انسان است در غایت خودپرستی . و عین امپریالیزم سلولی است که برعلیه صاحبش قیام کرده است .

و اینست که امروزه پیشرفته ترین روش مبارزه با این امپریالیزم سلّولی همانا بمباران اتمی این امپریالیست تنی است .

و این عین خودکشی و خودبراندازی بغایت شقیانه بشر نسبت به خویشتن است که فقط مرگ را هزاران بار زجرآورتر و شقی تر و شیطانی تر می سازد و لحظه ای هم بر عمر فرد نمی افزاید .

در حالیکه حتی یک سرطانی هم بواسطه درمان اتمی نه درمان شده و نه مرگش به تعویق افتاده است

ولی بشر مدرن از این درمان دوزخی بواسطه عذاب النار رهائی ندارد و گوئی عذابی واجب از طرف خداست که از آن گریزی نیست .

و هر کسی که شاهد شیمی درمانی است بوضوح می بیند که این عذاب النار است و از آن رهائی نیست .

شیمی درمانی و رادیو اکتیو درمانی دقیقاً به مثابه بمباران کردن اتمها و سلولهای تشکیل دهنده بدن انسان است و ایجاد یک طوفان و قارچ اتمی در بدن انسان است و این نوعی برباد دادن هستی انسان بواسطه تکنولوژی هسته ای است .

این بادی بغایت آتشین از طبقه هفتم دوزخ است که ذرات هستی انسان را تا مغزش می سوزاند .

این ظهور عذاب النّار از دوزخ تکنولوژی هسته ای است .

این نبرد انسان امپریالیستی – اتمی برعلیه خویشتن خویش است . این تنها راه نجات انسان نابود شده است . [6]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *