شیعه یا به معنای درست ترش «مذهب امامیه» که دین آخرالزمان است (به ادعای ما) خداپرستی بر محور امامی زنده به عنوان اسوه تقوی و معرفت و اخلاص و توحید است که مظهر اراده کامل خداوند بر روی زمین در جامعه است که خلیفه خداست یعنی جای خدای ذهنی – شخصی – تاریخی – آسمانی را گرفته است و این تفاوت ذاتی و معرفتی ِ تشیع از سائر مذاهب اسلامی و غیر اسلامی است.
=============
4- یعنی امام مظهر عدالت است و نیز معادی زنده و جاری درحیات جامعه و مخصوصاً پیروانش (شیعیان) و از این منظر هم مظهر و برپادارنده قیامت دوران می باشد. و همچنین مظهر عینی حقانیت رسالت انبیای الهی و احکام آنها مثل تقوی، زکوة، عبودیت، صبر، سخاوت، محبّت، عصمت و غیره است. یعنی امام وجوداً حقانیت رسالت پیامبران حقه را به ثبوت می رساند و سپس اصل نخستین مذهب یعنی توحید است که به معنای یکتا بینی و یکتا پرستی و اخلاص و معرفت در این یکتائی می باشد یعنی احدیِت، یعنی صمدیت و استقلال از علیت و وراثت و نیز بی تائی ( سوره توحید) که جملگی در وجود امام تجسم یافته است یعنی امام تحقق عینی وعملی توحید نیز هست واینست معنای امام و امامت به عنوان دین کامل آخرالزمان.
==============
این اصل اول امامت در تاریخ بشر است تا بشر به تدریج مقام خلافت اللهیش را درک و تصدیق کند این همان درک و تصدیق امامت است و اصل اول شیعه است. از تحقق همین امر است که آن سه اصل کهن دین خدا یعنی توحید و نبوت و معاد هم محقق و برپا می شود زیرا عدالت همانا تحقق توحید عملی است:
یگانگی خدا با مخلوقاتش و نبوت که خبر این یگانگی در تاریخ است و در نهایت معاد که با ترازوی عدالت امام بر پا می شود و این است که آخرالزمان، آستانۀ قیامت و معاد خاکی است یعنی تحقق معاد در همین دنیا.
34- و کسی که امام دارد و امام را می خواهد در واقع عدل و معاد را می خواهد که اساس وعده ی انبیای الهی است و لذا حقانیت نبوت هم به اثبات رسیده است و نهایتاً حق توحید در حیات دنیا که به معنای حضور خداوند در جهان و جان انسان است: ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد! ص 38




ناشناس –
بسیار عالی است این کتاب .در همین کتاب ارزشمند بند 70 و73 خواندم:
تنها راه نجات تشیع و فرهنگ ایرانی همانا به فارسی آوردن اسلام و قرآن و امامت است .
آیا بغیر از این راه حل دیگری هم وجود دارد ؟
اگر می داشت تا کنون پیدا شده بود . پس بغیر از این راه نجاتی نیست . یعنی همان راهی که شریعتی ها آغاز کردند باید ادامه یابد .
….. چون با عرب نمی توان زندگی کرد پس باید غربی شد زیرا علوم و فنون و تمدن مدرن از آن غرب است پس ما هم باید تا بیخ و بن خود عربی – غربی شویم تا هم دین دار باشیم و هم اهل دنیا . و اینست علت نفاق و بدبختی ما .
دکتر شریعتی و پدر مظلوم و بزرگوارش که توأماً اسلام را زنده کردند و نماز ما را معنا نمودند و حج ما را ابراهیمی کردند و شیعۀ ما را علوی ساختند و ما را با خداوند آشنا نمودند و امویان و عباسیان و صفویان را رسوا ساختند و به فغان انداختند . و خود عمری در فقر و محنت و تهمت و تبعید و زندان دوست و دشمن بسر بردند و اخم نکردند