66- راز دهر، راز فراق است راز فراق انسان از خالقش و راز فراق انسان از هستي خودش و راز فراق انسان از جهان و راز فراق انسان از عزيزانش و راز فراق انسان از حيات جاودانه اش و راز فراق انسان از دلش و راز فراق بود و نبود كه اينك يكيست ولي هنوز دو تا مي نمايد. و راز همه دوگانگي ها و تناقضات و ناكاميها و رنجهاي بشري! دهر، سرالاسرار است.
راز دَهر
(حكمت اماميه)
Secret of the time
مؤلف: استاد علی اکبر خانجانی
تاریخ تألیف: اسفند ۱۳۹۲
تعداد صفحه: ۴۶
3 دیدگاه برای راز دَهر
- امتیاز 5 از 5
ناشناس –
دهر بعنوان حضور اراده خداوند بر خاک انسان تا این خاک وجود پذیرد و جمال وجود را از خود برتاباند و با تابش این نور از اقطار کائنات خروج کند و به الساعه پیوندد که مقرّ حضور عرش اعلای خداست. پس خاک ظرف این ظهور است و زمان هم مهلت ظهور است.
📘 کتاب: حدیث وجود | بند297، استاد علی اکبر خانجانی
- امتیاز 5 از 5
مهدی –
16- و اما در قیامت کبرا نیز این عشق و ایثار آشکارا رخ می دهد و شفاعت خلق بواسطه امام موجب بخشوده گی مردمان است ولی این شفاعت هیچ شباهتی به پارتی بازیهای بشری و آن مفهومی که در ذهن عامه شیعیان است ندارد .
این شفاعت حاصل خلافت امام بر جای مردم است .
و امام بجای خلق به خدایش حساب پس می دهد و تمام معاصی و گناهان مردم را گردن می گیرد و مردم را از عذاب ابدی دوزخ می رهاند و دوزخ آنان را بر خود پذیرا می شود .
17- این شفاعت در اندیشه خلافت و وحدت وجود است که به عنوان یک قانون ذاتی رخ می دهد که آن قانون عشق خدا به امام و عشق امام به خلق خداست .
18- و آنگاه خلایق بخشوده شده و بر جنت الهی وارد می شوند و امام می ماند و خدایش که :
خدایا من آماده ام مرا بر جای مردمان در فراق ابدی و عذاب النار و دوزخ خلد عذاب فرما و قول می دهم که صبور و بلکه شاکر بمانم .
19- و اما بنظر شما خداوند در این واقعه چه می کند ؟
می گوید که ای حبیب من اختیار با توست اگر می توانی خودت را ببخش و در غیر اینصورت خودت را تسلیم دوزخ ابدی نما .
20- و امام می گوید :
ای پروردگار من چگونه می توانم در قبال عشق و کرم و رحمت و لطف مطلق تو خودم را عفو کنم .
مردمان عمری در فراقت سوخته اند و اینک در بهشت رحمت تو در انتظار دیدار تو هستند .
تو به نزد آنان برو و من به دوزخ می روم .
و آنگاه خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کند .
و این معنای دیگری از برتری انسان نسبت بخداست در نزد خدا .
21- و بدینگونه دوزخ تبدیل به رضوان الهی می شود که مقامی بس برتر از جنات است .
رضوان که جهان عشق است با عشق و ایثار امامان بنا شده است .
این همان امتحانی است که خداوند جز امام را به آن نمی آزماید . و بدینگونه ابلیس نیز به شفاعت امام بخشوده شد…. - امتیاز 5 از 5
ناشناس –
چه زیبا و ژرف:
اصلاً عمر که سهم انسان از دهر کائنات است چه ارزشی دارد جز ارزش رسیدن به جاهائی ویژه که در آن جاها، نفس اماره ارضاء گردد و احساس جاودانه کند.
انسان مدرن به بسیاری از جاها و آرزوهای تاریخی خود رسید و نه تنها احساس جاودانگی نکرد بلکه از هراس میل به مدهوشی و خودکشی و نسیان مطلق دارد تا اصلاً صورت مسئله زندگی را فراموش کند یعنی زمان زندگی را و زندگی در زمان را! و این یعنی آخرالزمان و پیری از دوره کودکی!
📘 کتاب: راز دهر، بند95 | اثر استاد علی اکبر خانجانی
دیدگاه خود را بنویسید لغو پاسخ
محصولات مرتبط
امتیاز 5 از 5
امتیاز 5 از 5
امتیاز 5 از 5




ناشناس –
دهر بعنوان حضور اراده خداوند بر خاک انسان تا این خاک وجود پذیرد و جمال وجود را از خود برتاباند و با تابش این نور از اقطار کائنات خروج کند و به الساعه پیوندد که مقرّ حضور عرش اعلای خداست. پس خاک ظرف این ظهور است و زمان هم مهلت ظهور است.
📘 کتاب: حدیث وجود | بند297، استاد علی اکبر خانجانی
مهدی –
16- و اما در قیامت کبرا نیز این عشق و ایثار آشکارا رخ می دهد و شفاعت خلق بواسطه امام موجب بخشوده گی مردمان است ولی این شفاعت هیچ شباهتی به پارتی بازیهای بشری و آن مفهومی که در ذهن عامه شیعیان است ندارد .
این شفاعت حاصل خلافت امام بر جای مردم است .
و امام بجای خلق به خدایش حساب پس می دهد و تمام معاصی و گناهان مردم را گردن می گیرد و مردم را از عذاب ابدی دوزخ می رهاند و دوزخ آنان را بر خود پذیرا می شود .
17- این شفاعت در اندیشه خلافت و وحدت وجود است که به عنوان یک قانون ذاتی رخ می دهد که آن قانون عشق خدا به امام و عشق امام به خلق خداست .
18- و آنگاه خلایق بخشوده شده و بر جنت الهی وارد می شوند و امام می ماند و خدایش که :
خدایا من آماده ام مرا بر جای مردمان در فراق ابدی و عذاب النار و دوزخ خلد عذاب فرما و قول می دهم که صبور و بلکه شاکر بمانم .
19- و اما بنظر شما خداوند در این واقعه چه می کند ؟
می گوید که ای حبیب من اختیار با توست اگر می توانی خودت را ببخش و در غیر اینصورت خودت را تسلیم دوزخ ابدی نما .
20- و امام می گوید :
ای پروردگار من چگونه می توانم در قبال عشق و کرم و رحمت و لطف مطلق تو خودم را عفو کنم .
مردمان عمری در فراقت سوخته اند و اینک در بهشت رحمت تو در انتظار دیدار تو هستند .
تو به نزد آنان برو و من به دوزخ می روم .
و آنگاه خود را با صورت در آتش دوزخ سرنگون می کند .
و این معنای دیگری از برتری انسان نسبت بخداست در نزد خدا .
21- و بدینگونه دوزخ تبدیل به رضوان الهی می شود که مقامی بس برتر از جنات است .
رضوان که جهان عشق است با عشق و ایثار امامان بنا شده است .
این همان امتحانی است که خداوند جز امام را به آن نمی آزماید . و بدینگونه ابلیس نیز به شفاعت امام بخشوده شد….
ناشناس –
چه زیبا و ژرف:
اصلاً عمر که سهم انسان از دهر کائنات است چه ارزشی دارد جز ارزش رسیدن به جاهائی ویژه که در آن جاها، نفس اماره ارضاء گردد و احساس جاودانه کند.
انسان مدرن به بسیاری از جاها و آرزوهای تاریخی خود رسید و نه تنها احساس جاودانگی نکرد بلکه از هراس میل به مدهوشی و خودکشی و نسیان مطلق دارد تا اصلاً صورت مسئله زندگی را فراموش کند یعنی زمان زندگی را و زندگی در زمان را! و این یعنی آخرالزمان و پیری از دوره کودکی!
📘 کتاب: راز دهر، بند95 | اثر استاد علی اکبر خانجانی